تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣١ - تفسير من يك بيم دهندهام!
اين كدام خبر است كه به آن اشاره كرده و آن را به عظمت توصيف مىكند؟
قرآن مجيد؟ رسالت پيامبر؟ قيامت و سرنوشت مؤمنان و كافران؟ توحيد و يگانگى خدا؟ و يا همه اينها؟
از آنجا كه قرآن مشتمل بر همه اين امور است و جامع ميان آنها است، و اعراض مشركان نيز از آن بوده، مناسبتر همان معنى اول يعنى قرآن است.
آرى اين كتاب بزرگ آسمانى خبرى است بزرگ، به عظمت تمام عالم هستى كه از ناحيه خالق اين جهان، خالق عزيز و غفار و واحد و قهار، نازل شده، خبرى كه عظمت آن را گروه عظيمى به هنگام نزولش درنيافتند، جمعى آن را به باد سخريه و استهزاء گرفتند، و جمعى سحرش خواندند، و عدهاى شعرش ناميدند، ولى چيزى نگذشت كه اين" نبا عظيم" باطن خود را نشان داد، مسير تاريخ بشريت را عوض كرد، بر پهنه جهان سايه افكند، تمدنى عظيم و درخشان در تمام زمينهها به وجود آورد، و جالب اينكه اعلام اين نبا عظيم در اين سوره مكى شده، در زمانى كه مسلمانان ظاهرا در نهايت ضعف و ناتوانى بودند، و درهاى پيروزى و نجات به روى آنان بسته بود.
حتى امروز نيز عظمت اين خبر بزرگ بر جهانيان و حتى بر خود مسلمانان كاملا روشن نيست، و بايد آينده آن را نشان دهد.
اين گفتار قرآن كه" شما از آن روىگردان هستيد" هنوز صادق است، و همين اعراض مسلمين سبب شده كه نتوانند از اين چشمه جوشان فيض الهى كاملا سيراب شوند، و در پرتو انوار آن به پيش تازند، و قلههاى فخر و شرف را تسخير كنند.