تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - تفسير گوشهاى از نعمتهاى بهشتى
كردن پلكها به حركت در مىآيند اين كلمه كنايه از نگاهكردن است، بنا بر اين تعبير به" قاصِراتُ الطَّرْفِ" به معنى زنانى است كه نگاهى كوتاه دارند و در تفسير آن احتمالات متعددى داده شده كه در عين حال قابل جمع است.
نخست اينكه: آنها تنها به همسران خود نگاه مىكنند، چشم خود را از همه چيز برگرفته، و به آنان مىنگرند.
ديگر اينكه: اين تعبير كنايه از اين است كه آنها فقط به همسرانشان عشق مىورزند، و جز مهر آنها مهر ديگرى را در دل ندارند كه اين خود يكى از بزرگترين امتيازات يك همسر است كه جز به همسرش نينديشد و جز به او عشق نورزد.
تفسير ديگر اينكه آنها چشمانى خمار دارند، همان حالت مخصوصى كه در بسيارى از اشعار شعرا به عنوان يك توصيف زيبا از چشم مطرح است [١] البته معنى اول و دوم مناسبتر به نظر مىرسد هر چند جمع ميان معانى نيز بىمانع است.
كلمه" عين" (بر وزن مين) جمع" عيناء" به معنى زن درشت چشم است.
" بيض" جمع" بيضه" به معنى تخم مرغ است (هر نوع مرغ)، و" مكنون"
[١]" روح المعانى" جلد ٣٣ صفحه ٨١.