تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣ - تفسير گوشهاى از عذابهاى جانكاه دوزخيان
و شكم را از آن پر مىكنند" (فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ).
اين همان فتنه و عذابى است كه در آيات قبل به آن اشاره شد، خوردن از اين گياه دوزخى با آن بوى بد و طعم تلخ با آن شيرهاى كه تماسش با بدن مايه سوزندگى و تورم است، آنهم خوردن به مقدار زياد، عذابى است دردناك [١]
" شوب" به معنى چيزى است كه با شىء ديگر مخلوط شود، و" حميم" به معنى آب داغ و سوزان است، بنا بر اين حتى آب داغى كه آنها مىنوشند خالص نيست بلكه آلوده است.
بعضى از مفسران از اين تعبير چنين استفاده كردهاند كه اين آب داغ آلوده از چشمهاى در بيرون دوزخ است، دوزخيان را قبلا براى نوشيدن آن همچون حيواناتى كه به آبگاه مىبرند به آنجا مىخوانند، و بعد از نوشيدن از آن بار ديگر بازگشتشان به سوى دوزخ است.
بعضى ديگر گفتهاند اين اشاره به مواقف و جايگاههاى مختلف دوزخ است كه ظالمان و مجرمان را از منطقهاى به منطقه ديگر مىبرند تا از آن آب سوزان
[١] ضمير در" منها" به" شجرة" باز مىگردد، و اين خود قرينهاى است بر اينكه منظور از" شجره" در اينجا گياه است نه درخت، زيرا گياه را مىخورند نه درخت را.