تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١ - ١- از ولايت على (ع) نيز سؤال مىشود
عبور كند مگر اينكه جوازى در دست داشته باشد كه در آن ولايت على ع باشد و اين همان است كه خداوند مىگويد: وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ [١] در بسيارى از كتب اهل سنت نيز تفسير اين آيه به سؤال شدن از ولايت على بن ابى طالب ع، از ابن عباس و ابو سعيد خدرى، از پيغمبر گرامى اسلام ص نقل شده است، از جمله كسانى كه اين حديث را نقل كردهاند اين دانشمندان هستند:
" ابن حجر هيثمى" در صواعق المحرقه (صفحه ١٤٧).
" عبد الرزاق حنبلى" (طبق نقل كشف الغمه صفحه ٩٢).
علامه" سبط ابن جوزى" در تذكره (صفحه ٢١).
" آلوسى" در روح المعانى ذيل آيه مورد بحث.
" ابو نعيم اصفهانى" (طبق نقل كفاية الخصال صفحه ٣٦٠).
و گروهى ديگر [٢] البته همانگونه كه بارها گفتهايم اين گونه روايات مفهوم گسترده آيات را محدود نمىسازد، بلكه در حقيقت مصداقهاى روشن آيات را منعكس مىكند، بنا بر اين هيچ مانعى ندارد كه سؤال از همه عقائد شود، ولى از آنجا كه مساله ولايت موقعيت خاصى در بحث عقائد دارد بالخصوص روى آن تكيه شده است.
اين نكته نيز شايان توجه است كه ولايت به معنى يك دوستى ساده و يا اعتقاد خشك نيست، بلكه هدف قبول رهبرى على ع در مسائل اعتقادى و عملى و اخلاقى و اجتماعى بعد از پيغمبر گرامى اسلام ص است، مسائلى كه نمونههايى از آن در خطبههاى غراى نهج البلاغه و كلمات منقول از آن حضرت ع منعكس است،
[١] تفسير نور الثقلين جلد ٤ صفحه ٤٠١.
[٢] براى اطلاع بيشتر در اين زمينه به كتاب نفيس" احقاق الحق" جلد ٣ (طبع جديد) صفحه ١٠٤ و" المراجعات" صفحه ٥٨ (مراجعه ١٢) رجوع فرمائيد.