تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠ - توضيح و تكميل
نزديك مىكنند، و مورد اصابت آن قرار مىگيرند.
نظير همين معنى در آيه ١٧ و ١٨ سوره حجر آمده است آنجا كه مىگويد وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ:
" ما بروج آسمانى را از هر شيطان مطرودى حفظ مىكنيم، مگر آنها كه استراق سمع كنند كه شهاب مبين آنان را تعقيب مىكند" (مىراند و مىسوزاند) نظير همين تعبير در سوره ملك آيه ٥ نيز آمده است: وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطِينِ:" ما آسمان پائين را به وسيله چراغهايى تزيين كرديم و (قسمتى از) آنها را براى طرد شياطين قرار داديم".
توضيح و تكميل
در اين كه آيا بايد ظواهر اين الفاظ را حفظ كرد يا قرائنى در كار است كه بايد آنها را بر خلاف ظاهر تفسير كنيم، و از قبيل تمثيل و تشبيه و كنايه بدانيم؟
در ميان مفسران نظرهاى مختلفى وجود دارد.
بعضى ظاهر اين آيات را بر همان معانى كه در بدو امر به نظر مىرسد حفظ كردهاند و گفتهاند: در آسمانهاى نزديك و دوردست گروههايى از فرشتگان ساكنند و اخبار حوادث اين جهان پيش از آنكه در زمين صورت گيرد در آنجا منعكس است.
گروهى از شياطين مىخواهند به آسمانها صعود كنند و با استراق سمع چيزى از آن اخبار را بدانند، و به كاهنان يعنى عوامل مربوط خود در ميان انسانها منتقل سازند، اينجا است كه شهابها كه همانند ستارههاى متحرك و كشيدهاى هستند به سوى آنها پرتاب مىشود، و آنها را به عقب مىراند، يا نابود مىكند.
آنها مىگويند: ممكن است ما دقيقا مفاهيم اين تعبيرات را امروز درك نكنيم اما موظف هستيم ظواهر آنها را حفظ كرده و اطلاع بيشتر را به آينده واگذاريم.