تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - تفسير
لزوم چيزى را براى تاثير عميق بخشيدن تكرار كند، اما هر زمان به شكلى تازه و صورتى نو كه ملالتخيز نباشد.
بعلاوه مطالب مكرر قرآن مفسر يكديگر است، و بسيارى از مشكلات از اين طريق حل مىشود. بعضى آن را نيز اشاره به تكرار تلاوت قرآن و كهنه نشدن بر اثر تكرار تلاوت دانستهاند.
و بعضى اشاره به تكرار نزول قرآن كه يك بار به صورت دفعى بر قلب پيامبر ص در شب قدر نازل شده، و يك بار هم به صورت تدريجى طى ٢٣ سال.
اين احتمال نيز وجود دارد كه مراد تكرار حقيقت قرآن در هر زمان و تجلى تازهاى از غيبت از آن با گذشت سال و ماه است.
از ميان اين تفسيرها تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد، هر چند تضادى در ميان آنها نيست و جمع همه آنها ممكن است [١] بعد از اين توصيف به آخرين ويژگى قرآن در اين بحث يعنى مساله نفوذ عميق و فوق العاده آن پرداخته، مىگويد:" از شنيدن آيات اين قرآن لرزه بر اندام خاشعان از پروردگار مىافتد (و مو بر تنشان راست مىشود) سپس پوست و قلبشان، برون و درونشان نرم و آماده پذيرش ذكر خدا مىگردد، و آرام و مطمئن مىشود" (تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ).
چه ترسيم جالب و زيبايى از نفوذ عجيب آيات قرآن در دلهاى آماده، نخست در آن خوف و ترسى ايجاد مىكند، خوفى كه مايه بيدارى و آغاز حركت است،
[١]" مثانى" چنان كه زمخشرى در" كشاف" آورده ممكن است جمع" مثنى" (بر وزن مصلى) به معنى مكرر بوده باشد، و يا جمع" مثنى" (بر وزن مبنا) از تثنيه به معنى تكرار گرفته شده است (كشاف جلد ٤ صفحه ١٢٣).