تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦ - تفسير آنها كه از نام خدا وحشت دارند!
خوشحال مىشوند! ٤٦- بگو: خداوندا! اى آنكه آفريننده آسمانها و زمين تويى، و آگاه از اسرار نهان و آشكار هستى! تو در ميان بندگانت در آنچه اختلاف داشتند داورى مىكنى.
٤٧- اگر ستمكاران تمام آنچه را روى زمين است مالك باشند، و همانند آن بر آن افزوده شود حاضرند همه را فدا كنند تا از عذاب شديد روز قيامت رهايى يابند، و از سوى خدا براى آنها امورى ظاهر مىشود كه هرگز گمان نمىكردند.
٤٨- در آن روز اعمال بدى را كه انجام دادهاند براى آنها ظاهر مىشود و آنچه را استهزا مىكردند بر آنها واقع مىگردد
تفسير: آنها كه از نام خدا وحشت دارند!
باز هم در اين آيات سخن از توحيد و شرك است، در نخستين آيه مورد بحث يكى از چهرههاى بسيار زشت و زننده مشركان و منكران معاد را در برخورد با توحيد منعكس ساخته، مىفرمايد:" هنگامى كه نام خداوند يگانه يكتا برده مىشود دلهاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئز و متنفر مىگردد، اما هنگامى كه از معبودهاى ديگر سخن به ميان مىآيد غرق سرور و شادى مىشوند"! (وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ" [١] گاه انسان چنان به زشتيها خو مىگيرد و از پاكيها و نيكيها بيگانه مىشود كه از شنيدن نام حق ناراحت و از شنيدن باطل مسرور و شاد مىگردد، در برابر خداوندى كه آفريننده عالم هستى است سر تعظيم فرود نمىآورد، اما در برابر قطعه سنگ و چوبى كه خود ساخته و يا انسان و موجوداتى همانند خود زانو مىزند و تعظيم مىكند.
[١]" اشمازت" از ماده" اشمئزاز" به معنى گرفتگى و تنفر از چيزى است- وحده منصوب است به عنوان حال يا مفعول مطلق.