تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩ - ١- حقايقى كه داستان سليمان به ما مىآموزد
مىدانى در بند نگهدار، اما اين معنى بعيد به نظر مىرسد زيرا با ظاهر كلمه" عطائنا" هماهنگ نيست.
اين جمله در حقيقت پاسخى است به آنها كه ساحت قدس اين پيامبر بزرگ را به انواع نسبتهاى ناروا و خرافى- به پيروى آنچه در تورات كنونى آمده است- آلوده ساختهاند، و به اين ترتيب او را از همه اين اتهامات مبرا مىشمرد، و مقام او را نزد خداوند گرامى مىدارد، حتى تعبير به" حسن ماب" كه خبر از عاقبت نيك او مىدهد ممكن است اشاره به نسبت ناروايى باشد كه در تورات آمده كه سليمان به خاطر ازدواج با بتپرستان سرانجام به آئين بتپرستى تمايل پيدا كرد! و حتى دست به ساختن بتخانهاى زد!! قرآن با اين تعبير خط بطلان بر تمام اين اوهام و خرافات مىكشد.
نكتهها:
١- حقايقى كه داستان سليمان به ما مىآموزد
بدون شك هدف قرآن از ذكر تواريخ انبياء تكميل برنامههاى تربيتى از طريق انعكاس عينى واقعيتها در اين سرگذشتهاى زنده است.
از جمله مسائلى كه در لابلاى داستان سليمان عينيت يافته امور زير است.
الف: داشتن يك حكومت نيرومند با امكانات مادى فراوان و اقتصاد گسترده و تمدن درخشان هرگز منافاتى با مقامات معنوى و ارزشهاى الهى و انسانى ندارد،