تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٣ - در اينجا دو سؤال مطرح است
الهى، حكومت بر بادها، و شياطين، با ويژگيهاى بسيار ديگر.
و اين براى پيامبران عيب و نقصى محسوب نمىشود كه براى خود تقاضاى معجزه ويژهاى كنند، تا وضع آنها را كاملا مشخص كند، بنا بر اين هيچ مانعى ندارد كه ديگران حكومتهاى وسيعتر و گستردهتر از سليمان پيدا كنند اما ويژگيهاى آن را نخواهند داشت.
شاهد اين سخن آيات بعد از اين آيه است كه در حقيقت اجابت اين درخواست سليمان را منعكس ساخته و سخن از تسخير باد و شياطين مىگويد، و مىدانيم اين موضوع از ويژگيهاى حكومت سليمان بود.
و از اينجا پاسخ سؤال دوم كه مىگويد: طبق عقيده ما مسلمانان حكومت مهدى ع (ارواحنا فداه) حكومتى است جهانى و مسلما گستردهتر از حكومت سليمان، روشن مىشود. زيرا با تمام وسعتى كه حكومت حضرت مهدى ع دارد و با همه امتيازاتى كه آن را از ساير حكومتها مشخص مىكند، از نظر ويژگيها و خصوصيات با حكومت سليمان متفاوت است، و اين حكومت سليمان مخصوص خودش بوده.
خلاصه اينكه سخن از كم و زياد و افزونطلبى و انحصارجويى نيست، سخن از اين است كه كمال نبوت در اين است كه از نظر معجزات ويژگيهايى داشته باشد كه آن را از نبوت انبياى ديگر مشخص كند، و سليمان طالب اين بود.
در بعضى از روايات كه از طرق اهل بيت از امام موسى بن جعفر ع نقل شده پاسخى از سؤال بخل داده شده كه بسيار جالب است.
حديث چنين است كه يكى از دوستانش بنام على بن يقطين از آن امام ع سؤال كرد آيا جايز است پيامبر خدا بخيل باشد؟
امام ع فرمود: نه.
عرض كرد پس چرا سليمان مىگويد:" رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً