تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - تفسير آنها كه بر فراز مركبى از نورند
مِنْ رَبِّهِ) [١] سپس مىافزايد" واى بر آنها كه قلبهاى سخت و نفوذناپذيرى دارند و ذكر خدا در آن اثر نمىگذارد" (فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ).
تفسير نمونه ؛ ج١٩ ؛ ص٤٢٥
مواعظ سودمند در آن مؤثر است، نه انذار و بشارت، نه آيات تكاندهنده قرآن آن را به حركت در مىآورد، نه باران حياتبخش وحى گلهاى تقوى و فضيلت را در آن مىروياند، خلاصه" نه طراوتى نه برگى نه گلى نه سايه دارند"!.
آرى" آنها در ضلال مبين و گمراهى آشكارند" (أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ).
" قاسيه" از ماده" قسوة" به معنى خشونت و سختى و نفوذناپذيرى است، لذا سنگهاى خشن را" قاسى" مىگويند، و از همين رو به دلهايى كه در برابر نور حق و هدايت انعطافى از خود نشان نمىدهد، و نرم و تسليم نمىگردد، و نور هدايت در آن نفوذ نمىكند" قلبهاى قاسيه" يا قساوتمند گفته مىشود، و در فارسى از آن به سنگدلى تعبير مىكنيم.
به هر حال اين تعبير در مقابل" شرح صدر" و گشادگى سينه و فراخى روح قرار گرفته، چرا كه گستردگى كنايه از آمادگى براى پذيرش است، يك بيابان و خانه گسترده و وسيع آماده پذيرش انسانهاى بيشترى است، و يك سينه فراخ و روح گشاده آماده پذيرش حقايق فزونترى مىباشد.
در روايتى مىخوانيم كه" ابن مسعود" مىگويد از پيامبر اسلام ص از تفسير اين آيه سؤال كرديم أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ:
چگونه انسان شرح صدر پيدا مىكند؟
فرمود:"
اذا دخل النور فى القلب انشرح و انفتح
":" هنگامى كه نور
[١] اين آيه محذوفى دارد كه به قرينه جمله بعد روشن مىشود و در تقدير چنين است:
" ا فمن شرح اللَّه صدره للاسلام فهو على نور من ربه كمن هو قاسى القلب لا يهتدى بنور".