تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٨ - نكتهها
سوى خانه خويش حركت كرد در حالى كه كميل بن زياد كه از دوستان خاص آن حضرت بود او را همراهى مىكرد، در اثناء راه از كنار خانه مردى گذشتند كه صداى تلاوت قرآنش بلند بود، و اين آيه را أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ...
با صداى دلنشين و حزين مىخواند، كميل در دل از حال اين مرد بسيار لذت برد، و از روحانيت او خوشحال شد، بىآنكه چيزى بر زبان براند، امام ع رو به سوى او كرد و فرمود: سر و صداى اين مرد مايه اعجاب تو نشود او اهل دوزخ است! و به زودى خبر آن را به تو خواهم داد! كميل از اين مساله در تعجب فرو رفت، نخست اينكه امام ع به زودى از فكر و نيت او آگاه گشت و ديگر اينكه شهادت به دوزخى بودن اين مرد ظاهر الصلاح داد، مدتى گذشت تا سرانجام كار خوارج به آنجا رسيد كه در مقابل امير مؤمنان ع ايستادند و حضرت با آنها پيكار كرد در حالى كه قرآن را آن گونه كه نازل شده بود حفظ داشتند، امير مؤمنان على ع رو به كميل كرد، در حالى كه شمشير در دست حضرت بود و سرهاى آن كافران طغيانگر بر زمين افتاده بود، با نوك شمشير به يكى از آن سرها اشاره كرد و فرمود: اى كميل! أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ:
يعنى اين همان شخصى است كه در آن شب تلاوت قرآن مىنمود، و حال او اعجاب تو را برانگيخت كميل حضرت را بوسيد و استغفار كرد [١]
[١]" سفينة البحار" جلد ٢ صفحه ٤٩٦ حالات كميل.