تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - نقشههاى مشركان شكست مىخورد
و در اينجا نخستين تقاضايش از خدا كه در آيات فوق منعكس است تقاضاى فرزند صالح بود، فرزندى كه بتواند خط رسالت او را تداوم بخشد، و برنامههاى نيمه تمامش را به پايان برساند، اينجا بود كه عرض كرد:" پروردگارا! به من از فرزندان صالح ببخش" (رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ).
چه تعبير جالبى" فرزند صالح و شايسته"، شايسته از نظر اعتقاد و ايمان، شايسته از نظر گفتار و عمل، و شايسته از تمام جهات.
قابل توجه اينكه يك جا ابراهيم خودش تقاضا مىكند كه در زمره صالحان باشد، چنان كه قرآن از قول او نقل مىكند: رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ:
" پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن" (شعراء- ٨٣).
و در اينجا تقاضا مىكند كه فرزندان صالح به من مرحمت فرما، چرا كه صالح وصفى است جامع كه تمام شايستگىهاى يك انسان كامل در آن جمع است.
خداوند نيز اين دعا را مستجاب كرد، و فرزندان صالحى همچون" اسماعيل" و" اسحاق" به او مرحمت فرمود، چنان كه در آيات بعد همين سوره مىخوانيم وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ" ما او را بشارت داديم به تولد اسحاق پيامبرى از صالحان".
و در مورد اسماعيل مىگويد: وَ إِسْماعِيلَ وَ إِدْرِيسَ وَ ذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ وَ أَدْخَلْناهُمْ فِي رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ:" و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل را به ياد آور كه همه از صابران بودند، و ما آنها را در رحمت خود وارد كرديم چرا كه از صالحان بودند (انبياء- ٨٦ و ٨٥).