تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - اكنون ما سؤال مىكنيم
مشاور او داستانى را بر سبيل مثال براى پند و اندرز براى او ذكر كرد، سخن از دو برادر و تقاضاى يكى از ديگرى در اينجا نيست، بلكه سخن از دو آدم غنى و فقير است كه يكى گاوان و گوسفندان بسيار داشته، و ديگرى فقط يك بره، ولى مرد غنى بره مرد فقير را براى ميهمان خود كشته، تا اينجا نه سخن از بالا رفتن از ديوار محراب است، نه وحشت داود، و نه طرح دعوا ميان دو برادر، و نه تقاضاى بخشش.
٢- داود آن مرد غنى ستمگر را مستحق قتل دانست (براى يك گوسفند قتل چرا؟).
٣- بلافاصله حكمى بر ضد اين حكم صادر كرد و گفت بايد به عوض يك گوسفند چهار گوسفند بدهد؟ (چرا؟).
٤- داود به گناه خود در مورد خيانت به همسر اورياه اعتراف كرد.
٥- خداوند او را عفو كرد (به اين سادگى چرا؟).
٦- خداوند مجازات عجيبى در باره داود قائل شد كه نقلناكردنش بهتر است.
٧- و همين زن- با اين سوابق درخشان- مادر سليمان شد! گر چه نقل اين داستانها به راستى رنجآور است اما چه مىتوان كرد، بعضى از جاهلان ناآگاه تحت تاثير اين روايات اسرائيلى چهره پاك آيات قرآن مجيد را تيره ساختهاند، و سخنانى گفتهاند كه براى روشن كردن حق، چارهاى جز ذكر بخشى از اين داستان رسوا نبود.
١- آيا پيامبرى كه خداوند او را در آيات گذشته با ده توصيف بزرگ ستوده و پيامبر اسلام را براى الهام گرفتن به سرگذشت او توجه داده، ممكن