تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥ - تفسير گوشهاى از نعمتهاى بهشتى
در هر حال منظور از آن در آيه مورد بحث از بين رفتن تدريجى عقل و رسيدن به حد سكرات كه در مورد شراب طهور بهشت مطلقا وجود ندارد، نه از عقل مىكاهد و نه فساد توليد مىكند.
اين دو تعبير به طور ضمنى بيان بسيار ظريف و دقيقى است در مورد شرابهاى دنيا و مواد الكلى كه به صورت تدريجى و مخفيانه در وجود انسان نفوذ مىكند و فساد و تباهى مىآفريند، نه تنها عقل و سلسله اعصاب را به ويرانى مىكشد، كه در تمام دستگاههاى بدن انسان از قلب گرفته تا عروق، و از معده تا كليهها و كبد، تاثير مخرب غير قابل انكارى دارد، گويى انسان را" ترور" مىكند و نابود مىسازد.
و نيز عقل و هوش انسان را همانند آب چاه تدريجا مىكشد تا آن را خشك و خالى مىكند! ولى شراب طهور الهى در قيامت از همه اين صفات خالى است [١]
" نزد آنها همسرانى است كه جز به شوهران خود عشق نمىورزند، به غير آنان نگاه نمىكنند و چشمان درشت و زيبا دارند" (وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ).
" طرف" در اصل به معنى پلك چشمها است و از آنجا كه به هنگام نگاه
[١] ضمير" فيها" و" عنها" هر دو به" خمر" باز مىگردد كه در كلام، مذكور نيست ولى از سياق كلام معلوم مىشود، و مىدانيم خمر مؤنث مجازى است، و" عن" در" عنها" براى بيان علت است، يعنى آنها به علت اين خمر مست و فاقد عقل و هوش نمىشوند، بايد توجه داشت كه واژه خمر واژه مشتركى است كه گاه به شراب مفسدهانگيز و تباهكننده عقل اطلاق مىشود مانند إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ ... (مائده- ٩٠) و گاه به شراب طهور كه بهره بندگان مخلص خدا است مانند" وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ" (محمد- ١٥) كه در توصيف بهشت آمده است.