فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦
اگر قوا و استعدادهای خود را طوری تربیت بکند که متوازن باشد ، هر قوه ای از قوه ها را در آن حد معینی که دارد اشباع کند ، نه بیشتر و نه کمتر ، و جلوی افراط و تفریط را بگیرد زیباست میبینید در کتب اخلاق ما روی افراط و تفریط زیاد بحث میکنند و بعد میگویند اخلاق خوب اخلاق حد وسط است افلاطون هم میگوید [ ( حد وسط " ولی نظرش بیشتر به زیبائی است میگوید : انسان متعادل الاخلاق و متعادل القوا و متناسب القوا انسانی که همه چیز را از نظر روحی در حد خودش دارد نه بیشتر و نه کمتر ، از نظر روحی زیباست اخلاقی شدن یعنی زیبائی روحی و معنوی کسب کردن میگوید : اندام ظاهری و جسمانی در اختیار ما نیست و در رحم مادر تکمیل شده آنچه که در اختیار ما هست اندام روحی است انسان از نظر جسم ، بالفعل به این دنیا میآید ، از شکم مادر که متولد میشود از نظر جسم بالفعل است ، یعنی اندامش تمام شده به دنیا میآید منتها رشد میکند ، ولی تمام اندام به این دنیا میآید اما از نظر روح یک مرحله عقبتر است یعنی عالم دنیا برای روح انسان حکم عالم جنین را دارد برای بدن انسان ملاصدرا هم این تعبیر را میکند که عالم دنیا برای روح نظیر عالم رحم است برای جنین اندام روح در اینجا ساخته میشود تفاوت دیگر این است که اندام بدن که در جنین ساخته میشد به اختیار ما نبود ، ما قدرت نداشتیم که خودمان را در رحم سفید بکنیم یا سیاه ، پسر بکنیم یا دختر ، زشت بکنیم یا زیبا تکلیفی هم نداشتیم ولی در این دنیا اختیار با ماست ، قلم قضا و لوح قدر در اختیار ماست که چهره و اندام روانی خودمان را ترسیم کنیم و طرح وجودی خودمان را در همین دنیا بریزیم و خودمان را بسازیم .