فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠
اگر اینطور میبود مسئله شکل دیگری داشت یا نه ، در جاهایی رشد میکند که از جنبه های مادی و خلای وجود ندارد یا کمتر وجود دارد ؟ از جنبه های معنوی است ، یعنی احساس بیهودگی در زندگی ، و به قول خودشان رهایی در پوچی ، و اینکه من برای چه زنده هستم ؟ برای چه به این دنیا آمده ام ؟ فایده این زندگی چیست ؟ یک نوع حالت زود رنجی و عدم قدرت مقاومت در مقابل مشکلات زندگی یعنی یک مشکلات بسیار ساده ای که در دنیای قدیم اصلا مشکل شمرده نمیشد و خواب یک ساعت کسی را هم نمیگرفت ، برای بشر امروز منتهی میشود به آنجا که [ میگوید ] دیگر راهی برای زندگی نیست ، باید خودمان را از زندگی خلاص کنیم در این زمینه آمارها هست من خودم از همین روزنامه های خودمان که احیانا آمارها را منعکس میکنند ، بریده ام و بعضی از اینها را در برخی از کتابها مثل " مسئله حجاب " نقل کرده ام این آمارها نشان میدهد که در کشورهایی که از نظر صنعت بیشتر پیش رفته اند و در رفاه مادی بیشتری هستند ، خود کشی بیشتر است تحلیلها میرساند که جز خلا معنوی و عدم اشباع شدن روحی مسئله دیگری نیست .
خالی ماندن ساعات فراغت
مسئله ای که امروز زیاد مطرح است مسئله خالی ماندن ساعات فراغت است . در کشورهای خیلی پیشرفته ، در اثر پیشرفت تکنیک و ماشین ، ساعات کار کارگر تقلیل پیدا کرده و قهرا مزد هم نسبتا بالا رفته است البته از این جهت بسیار جای خوشوقتی است که مزد کارگر برود بالا و ساعات کارش ، ساعات جان کندنش کمتر بشود ولی در مقابل ، برایش