فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
همدانی که از اعاجیب اهل معنی بوده مینویسند که یک آقایی آمد پیش مرحوم آخوند و مرحوم آخوند او را توبه داد چهل و هشت ساعت بعد وقتی آمد ، ما او را نشناختیم آنچنان عوض شده بود از نظر چهره و قیافه که ما باور نمیکردیم که این همان آدم چهل و هشت ساعت پیش است . من این را از نظر خصلت بشری مورد مطالعه قرار میدهم : این دگرگونی آن آقای تائب در محضر آخوند ملاحسینقلی همدانی ، که راهش به آن طرف است یکمرتبه بر میگردد به این طرف و علیه خودش شورش و عصیان و انقلاب میکند ، چه توجیهی دارد ؟ کی علیه کی قیام و شورش و انقلاب میکند ؟ اینها است که برای بشر درس است ، درس بزرگ « من عرف نفسه عرف ربه» اگر انسان خود را بشناسد خدای خودش را شناخته است . این گرایشهای شدید از کجا پیدا میشود ؟ ریشه و منبعش کجاست ؟ درباب گرایشهای اخلاقی که یکی از آنها توبه بود ، گرایشهای دیگری هست که با منفعت یک فرد اصلا سازگار نیست و فقط اسمش خدمت به جامعه و بشریت است ، مثل : خود را فانی کردن برای باقی ماندن جامعه ، خود را محروم کردن برای رفاه جامعه ، خود را در رنج انداختن برای به آسایش رسیدن جامعه ، که اینها با هیچ حساب مادی جور در نمیآید .
آیا روح اجتماع است که گرایشهای اخلاقی را الهام میکند ؟
حال وقتی میخواهند این گرایشها را توجیه کنند چه میگویند ؟ بعضی گفته اند روح اجتماع است که وحی میکند ، روح اجتماع الهام