فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠
حداکثر این است که همه در ثروت با همدیگر برابر باشند این چه ربطی دارد
به اینکه انسانی مثلا در جنگها خودش را فدای انسانهای دیگر بکند ، یا
اینکه انصاف بدهد در مقابل حقیقت نسبت به انسانهای دیگر ؟ درباره این
مطلب هم ان شاء الله بعدا عرایضی عرض خواهم کرد .
پس ، از نظر اسلامی ما در همه احساسهای اخلاقی انسان ، احساس کرامت و
شرف و عزت و قدرت و عظمت در درون خود و در خود واقعی خویش است ، آن
هم عزت و شرف و کرامت و قدرت و عظمت واقعی و خود واقعی انسان همان
« نفخت فیه من روحی »[١] است که خدای متعال در قرآن بیان کرده است
انسانهای کامل اسلام از نظر اخلاق ، یعنی انسانهایی که خود را بهتر از
دیگران شناخته اند ، شرف و کرامت را در ذات خودشان بیشتر از دیگران
احساس کردهاند .
قبلا عرض کردم که حماسه های امام حسین ، همه در اطراف کرامت و عزت و
شرافت و نفاست نفس دور میزند اوامر به معروف و نهی از منکرش هم
احساسی است از این گونه احساسها میفرمود : « الا ترون ان الحق لا یعمل به
و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا » [٢] مردم
! چشمهایتان نمیبیند ؟ آیا نمیبینید نیکیها چگونه دارد مهجور و متروک
میشود و به آنها عمل نمیشود ؟ نمیبینید زشتیها چگونه رایج شده است ؟ یک
مؤمن اسلام ، یک انسان شریف ، مرگ را بر زندگیی که در آن همواره با
چنین تابلوهای زشت مواجه باشد و از تابلوهای عالی انسانیت هرگز به
چشمش نخورد ترجیح میدهد : « لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا » [٢]
باید چنین
[١] سوره حجر ، آیه . ٢٩ [ ترجمه : از روح خود در آن دمیدم ] . [٢] بحار الانوار ، ج ٤٤ ، ص . ٣٨١