فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
اهمیت داده میشود آن هم با کلمه " نفس " مثل : « اکرم نفسک عن کل
دنیة » [١] یا : « من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته » [٢] که
کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام است : آنکه در خود احساس کرامت و
بزرگواری بکند ، در جان خود احساس بزرگواری بکند ، مخالفت با شهوات
حیوانی برای او آسان است نقطه مقابل ، حدیثی است از امام هادی سلام الله
علیه . میفرماید : « من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره » [٣] اگر کسی
خودش در نزد خودش خوار بشود ، اگر کسی احساس بزرگواری را در خودش از
دست بدهد یعنی خود را به عنوان یک موجود بزرگوار حس نکند و به تعبیری
امروزی نزدیک به این تعبیر کسی که در روح خودش احساس شخصیت اخلاقی و
معنوی نکند ، از شر او بترس ، از شر او ایمن مباش بر حسب کلام
امیرالمؤمنین اگر کسی در روح خدا احساس شرافت و بزرگواری بکند برای او
شهوترانی و دنبال هوای نفس رفتن کار منفوری است و نرفتنش کاری آسان [
و بر حسب کلام امام هادی علیه السلام ] بر عکس ، آن کسی که این احساس در
او نیست و در خود احساس نمیکند که من کسی هستم ، شخصیتی هستم ، شرافتی
دارم ، بزرگواریی دارم ، آن کسی که این احساس را باخت همه چیز را باخته
است « فلا تأمن شره » .
آیا " خود " را باید خوار کرد یا محترم شمرد ؟
بعد این سؤال مطرح شد که این چگونه است که در اسلام از نظر[١] غرر الحکم و در الکلم ، فصل دوم ، ص ١٢٤ ، حدیث . ٢٠٢ [٢] نهج البلاغه فیض ، حکمت ٤٤١ ، ص . ١٢٩٣ [٣] تحف العقول با ترجمه ، ص ٥١٢ ، حدیث . ١٤