فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٧
یکی تنبل است دیگری کوشا . اگر بخواهیم جامعه را میدان مسابقه آزاد قرار دهیم بدیهی است عده ای برنده میشوند ، عده ای هم برنده نمیشوند ، حالا یا به دلیل تنبلی شان و یا به دلیل ناتوانی شان آزادی خواه ناخواه نا برابری به وجود میآورد ولی اگر بخواهیم مساوات بر قرار بکنیم ناچاریم جلوی آزادی را تا حد زیادی بگیریم و بلکه جلوی حقوق فردی را بگیریم یعنی ناچاریم مال یکی را بگیریم بدهیم به دیگری . مثل این است که در یک میدان اسبدوانی وقتی اسبها میخواهند با همدیگر بدوند دو حالت دارد : یک وقت ما میخواهیم اسبها را مثل اسبهای نظامیان بدوانیم ، آنها را به صف میبندیم ، گوشهایشان همه باید برابر یکدیگر باشد ، سرعت آنها نیز باید مساوی یکدیگر باشد ، و قهرا همه باید اسبهای خودشان را کنترل بکنند در این صورت همه اسبها با یک آهنگ حرکت میکنند صد اسب نظامی که حرکت میکنند اگر مثلا در گروههای ده تایی به فاصله ده متر از یکدیگر حرکت بکنند ، یک ساعت که راه میروند هیچکدام از دیگری جلو نمیافتد ، ولی در اینجا جلوی آزادی اسبها گرفته شده ، خیلی از آنها سرکشی میکنند میخواهند تند بروند ولی سوارش به او اجازه نمیدهد زیرا باید برابر با دیگر اسبها برود ولی یک وقت هست که مسئله ، مسئله آزادی و مسابقه است ، مثل میدانهای اسبدوانی آنجا قهرا یکی عقب میافتد و یکی جلو پس اگر ما بخواهیم به اسبها آزادی بدهیم ، برابری و هماهنگی نیست ، و اگر بخواهیم برابری و هماهنگی ایجاد کنیم ناچار باید آزادی را از بین ببریم آزادی به فرد تعلق دارد و مساوات به جامعه در اردوی غرب تکیه بیشتر بر روی آزادی فردی است و قهرا مساوات را پایمال کرده و از بین