فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
خواستم عرض بکنم که منطق قرآن این است پس پرستش در منطق قرآن منحصر نیست به پرستش آگاهانه انسان که شاید در بسیاری از انسانها ناقص ترین اقسام پرستشهاست که مثلا بایستیم رو به قبله ، دو رکعت نماز بخوانیم در حالی که روحمان در نماز اصلا وجود ندارد بلکه جای دیگر مشغول کار دیگر است یک خم و راست ظاهری میشویم فارابی فیلسوف معروف اسلامی که در هزار و صد سال پیش میزیسته و اخیرا به مناسبت هزارمین سال ولادتش ایران و غیر ایران دارند از او بسیار تجلیل میکنند ، جمله ای دارد ، میگوید : صلت السماء بدورانها والارض برججانها والمطر بهطلانه والماء بسیلانه میگوید آسمان که گردش میکند ، آن گردش ، نماز و عبادت و پرستش آسمان است ، و زمین که تکان میخورد همین جور ، باران که ریزش میکند ، آن ریزش ، پرستش اوست ، آب که جریان پیدا میکند ، آن جریان ، پرستش و عبادت اوست . از این مطلب هم صرف نظر میکنیم برای اینکه قبول دارم که مطلبی است در سطحی خیلی بالاتر همین قدر خواستم عرض کرده باشم تا وقتی میگوییم هر کار اخلاقی خودش یک عمل پرستشانه است ، فکر ما فورا متوجه پرستشهای آگاهانه ای که ما خودمان به حسب تکلیف انجام میدهیم نشود به هر حال این خودش یک حقیقتی است و اهل باطن ، اهل دل مدعی هستند که اگر انسان در مراتب کمالات معنوی پیش برود و به قول آنها اگر گوش دلش باز بشود ، تسبیح و تحمید موجودات را درک میکند و میشنود .
| جمله ذرات عالم در نهان |
| با تو میگویند روزان و شبان |
| ما سمیعیم و بصیر و با هشیم |
| با شما نا محرمان ما خامشیم |