فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨
دیگر طبقه ای است که وابسته به ابزار تولید جدید است و میخواهد روبنای جدید برای جامعه بسازد این کشمکش در میگیرد ولی جبرا منتهی به پیروزی طبقه وابسته به ابزار تولید جدید خواهد شد حال هر کار که به سود طبقه وابسته به گذشته جامعه باشد ، آن کار ، ضد اخلاق است ، هر شکلی بخواهید به آن بدهید و هر اسمی بخواهید روی آن بگذارید اگر شما بگوئید در این شهر مردمی هستند مستمند ، فقیر ، برهنه ، گرسنه و احیانا از گرسنگی میمیرند ، بیمار دارند ، و دیگر کاری نیکتر و اخلاقی تر از این پیدا نمیشود که من یک عده مردم فقیر بیچاره گرسنه ای را شکمهایشان را سیر کنم ، برهنه هایشان را بپوشانم و بیمارهایشان را معالجه کنم ، میگوید نه ، این کافی نیست ، باید ببینی که این کار تو در چه جهتی است ؟ آیا این کار تو جامعه را زودتر به انقلاب میکشاند ( تکامل یعنی انقلاب ، انقلاب هم یعنی تکامل ) یا انقلاب را به تأخیر میاندازد ؟ اگر این کار تو سبب تسریع انقلاب میشود اخلاقی است ، و اگر سبب تأخیر انقلاب میشود ضد اخلاقی است در مقابل ، هر کاری که به نظر شما از آن کار بدتر و ضد اخلاقی تر نیست ، آن را هم میگوید همین طور است مثلا فرض کنید مردم ظالم و ستمگری هستند و من میتوانم کاری بکنم که جلوی ظلم آنها را بگیرم میگوید این کافی نیست که بگوییم کار تو خوب است ، باید ببینیم در نهایت امر چه اثری به جامعه میبخشد ای بسا کارهایی که شما آنها را کار اخلاقی و خیر میدانید سبب بشود که انقلاب به تأخیر بیفتد ، و انقلاب که به تأخیر بیفتد یعنی تکامل به تأخیر افتاده مثلا اگر بنا بشود که سعی شما در سیر کردن شکمها و پوشاندن برهنه ها و دارو رساندن به بیماران باشد ، این