فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٠
از لحاظ حق و قانون چطور ؟ هنوز که آنها به ما تجاوز نکردهاند . آنها مسلمانند ، ما هم مسلمان هستیم ، تا آنها تجاوز نکنند ما از خودمان دفاع نمیکنیم این انضباط اخلاقی را ببینید این همان اخلاقی است که بر پایه خداشناسی است این اخلاق را هیچ چیز نمیتواند متزلزل بکند ، منافع شخصی ، حب حیات ، حفظ خود ، حفظ خانواده ، مقام ریاست و خلافت نمیتواند آن را متزلزل بکند . حتی در همان روز خونین عاشورا یکی از شریرترین آنها از پشت میآید شبیخون بزند بی خبر از اینکه ترتیب خیمه ها و خندقی که کنده اند مانع از این است که شبیخون بزند عصبانی میشود و شروع میکند به فحاشی کردن یک نفر عرض میکند : " یا ابن رسول الله ! اجازه بدهید که با یک چوب کلک این را بکنم " . فرمود : تا آنها ابتدا [ به جنگ ] نکرده اند برای ما جایز نیست اول آنها باید شروع بکنند و بعد ما دفاع بکنیم این انضباط اخلاقی ، دیگر خود در آن نیست ، شخص در آن نیست ، خانواده در آن نیست ، اهل محل در آن نیست ، اهل شهر و وطن در آن نیست ، آب و خاک در آن نیست ، نژاد و ملیت در آن نیست ، از انسانیت هم چند درجه آنطرفتر است ، جهانی است . این است که مسأله خودی در اخلاق جز با دین با هیچ چیز دیگر حل نمیشود اخلاق کمونیستی و اخلاق نیچه ای و اخلاق ما کیاولی هر کدام اخلاقی است که در یک شرایط محدود و معینی مفید واقع میشود و اصلا مکتب اخلاقی هم شمرده نمیشود ، واکنشهایی است آنهم واکنشهای افراطی در یک شرایط معین اسلام در عین اینکه خودی را توسعه میدهد حفظ حقوق شخص را واجب میشمارد . میگوید: " « لا یحب الله »