فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٧
نداشت . بیانی دارد قرآن کریم ، میفرماید : « و من الناس من یعجبک
قوله فی الحیوش الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام
بعضی از مردم هستند که وقتی به گفته شان نگاه میکنی ، وقتی به نوشته
هاشان نگاه میکنی ، وقتی به اعلامیه هاشان نگاه میکنی ، وقتی به کتابهاشان
نگاه میکنی در شگفت فرود میروی و حظ میکنی و خوشت میآید که عجب ملت
فهمیده ای ، عجب ملت حقشناسی ، چه اعلامیه های خوبی داده اند خیلی هم
تأکید میکنند : « و یشهد الله علی ما فی قلبه »خدا را هم گواه میگیرند
که اینها را که من میگویم از عمق روحم سرچشمه میگیرد اما نمیدانی جایش
که برسد ، روی دنده لجاجت که بیفتد چه ها میکند : « و اذا تولی سعی فی
الارض لیفسد فیها و یهلک الحرث و النسل »آنوقت که یکمرتبه روی آن
دنده لجبازی و خود خواهیش میافتد ، میبینید این حرفهایی که برای او پوچ
و بی معنا بود اینجا اثر ندارد ، دنیا را میخواهد زیر و رو بکند « سعی فی
الارض لیفسد فیها »میخواهد روی زمین را فاسد بکند « و یهلک الحرث و
النسل »[١] و نسل بشر و کشتها و آبادیها را از بین ببرد در دین "
خودی " مرز ندارد یعنی فضائل اخلاقی مرز ندارد ، و اخلاق دینی دیندار و
غیر دیندار نمیشناسد . اول آیه قرآن را بخوانم . در سوره نساء است :
« یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی انفسکم او
الوالدین و الاقربین ان یکن غنیا او فقیرا فالله اولی بهما فلا تتبعوا
الهوی ان تعدلوا »[٢] .
ای کسانی که ایمان آورده اید به شدت به عدالت قیام کنید ، وقتی که
شهادت میدهید ، وقتی که پای حقی در میان است فقط خدا را در نظر
[١] سوره بقره ، آیات ٢٠٤ و . ٢٠٥ [٢] سوره نساء ، آیه . ١٣٥