فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨
« الی النحل »[١] پروردگار تو به زنبور عسل وحی کرده ، یعنی این ، نوعی
الهام ماورایی است در درون این حیوان قرآن ، هم درباره زنبور عسل و هم
درباره مورچه حرفهای شگفتی گفته است و این دو حشره امروز شناخته شده اند
و فوق العاده عجیب شناخته شده اند درباره مورچه از این هم بالاتر گفته
است که وقتی سلیمان به وادی مورچگان رسید [ مورچه ای چنان گفت ] و
میرساند که اساسا مورچه دارای فهم و درکی بالاتر از زنبور عسل است و حتی
میان مورچگان تبادل سخن و مکالمه و اعلام و اخبار هست و امروز تازه پنجاه
سال است که علم این مطلب را کشف کرده « حتی اذا اتوا علی واد النمل
قالت نملة یا ایها النمل ادخلوا مساکنکم لا یحطمنکم سلیمان و جنوده و هم
لا یشعرون »[٢] . سلیمان با جنودش دارند حرکت میکنند . این مورچه حس
میکند ، فرمان میدهد به مورچگان که ای مورچگان ! در لانه های خودتان پنهان
بشوید که سلیمان و کسانش شعورشان نمیرسد ، شما را پایمال میکنند ولی
سلیمان که خدای متعال به او منطق الطیر و منطق غیر طیر داده بود ، این را
درک میکند و با آن مورچه مکالمه میکند علم امروز ثابت کرده که مورچه ها
با شاخکهای خودشان موجهایی میفرستند و تحویل میگیرند و [ از این طریق ]
ما فی الضمیر خودشان را به یکدیگر حالی میکنند قرآن این مطلب را با توجه
به اینکه این حیوان هیچ مکتبی ندیده و [ درسی ] نخوانده [ بیان میکند ] .
هزاران تحقیق شده ، در میان آنها تعلیم و تعلم نیست و مثلا مهندسین از
زنبوران عسل یک دانشکده فنی تأسیس
[١] سوره نحل ، آیه . ٦٨ [٢] سوره نمل ، آیه . ١٨