فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠
ذره در نهایت امر به سود تکامل است . مثلا یکوقت ما میخواهیم درخت به ثمر برسد ، و یکوقت میخواهیم دیگ منفجر بشود دو نوع کار است اگر بخواهیم درخت به ثمر برسد یا جنین به دنیا بیاید ، مراقبتهای جزئی نافع است یک درخت را هر چه بیشتر مراقب بکنیم که کرمی ، آفتی ، شته ای به آن نرسد ، آب به موقع به آن برسد ، نور به آن برسد ، اگر احتیاج به کود دارد به آن برسد ، زمینش اگر احتیاج به بیل زدن دارد بیل زده بشود ( یعنی یک سلسله مراقبتهای تدریجی ) میوه اش زودتر و بهتر به ثمر میرسد همچنین یک جنین که در رحم است ، هر چه بیشتر مراقبت بشود بهتر و سالمتر به دنیا میآید اما یک وقت هست که ما میخواهیم دیگ منفجر بشود اگر میخواهیم دیگ را منفجر بکنیم باید در آن یک مقدار آب بریزیم ، تمام منافذ را ببندیم ، بعد به آن حرارت بدهیم تا بخار بکند و بخار به تدریج فشار بیاورد تا یکمرتبه این دیگ منفجر بشود اگر یک روزنه ای ولو کوچک در این دیگ باز بکنیم مانع انفجار آن میشود پس این خیلی فرق میکند که ما بخواهیم در یک چیزی به قول اینها دگرگونی کیفی و ماهیتی به وجود بیاوریم و نسبت به جامعه چنین دیدی داشته باشیم که بگوئیم : جامعه ماهیتی دارد که هیچ وقت به طور مسالمت آمیز از مرحله ای به مرحله دیگر گام بر نداشته و بر نمیدارد ، همیشه باید آن را عمل سزارین بکنند ، همیشه به یک شکل تند و انقلابی و انفجاری مرحله ای را پشت سر میگذارد و به مرحله دیگر میرسد ، جبرا اینطور است تکامل آن هم تمام تکاملها در گروی همین است ( اینکه اینها زیر بنا را چه میدانند فعلا در مسئله اخلاق فرق نمیکند ، چه آن را زیر بنا بدانیم چه رو بنا ) اصلا تکامل جامعه جز از طریق انفجار آن رخ