فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨
بگیرید ، به ضرر خودتان هم شده است باید شهادت بدهید ، به ضرر پدر و
مادر هم شده است باید شهادت بدهید ، به ضرر اقربین هم شده است باید
شهادت بدهید این تعلیم دین است ، و درباره همین تعلیم چقدر ما داستان و
حکایت داریم که چون وقت گذشته عرض نمیکنم .
در سوره مائده وقتی که مسلمین میخواهند وارد مکه بشوند ، مکه ای که
مصیبتها به سر مسلمین وارد آورده ، مکه ای که دندان پیغمبر را شکسته ،
مکه ای که پیغمبر را از خودش بیرون کرده و عزیزان پیغمبر را به خاک و
خون کشیده ، قرآن چنین دستور میدهد : « لا یجرمنکم شنان قوم علی ان لا
تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی »[١] مبادا دشمنی عده ای که دشمن شما
هستند شما را از مرز عدالت خارج بکند « اعدلوا » روی مرز عدالت کار
بکنید ، فکر نکنید آنها مسلمان هستند یا نیستند ، دشمن هستند یا نیستند ،
این حرفها را در این حساب نیاورید ، مبنای فضائل اخلاقی خداست ، شما به
خاطر خدا به فضائل اخلاقی پایبند هستید [ مؤمن کسی است که در فضائل اخلاقی
] خویشان و فامیل و خانواده نشناسد ، اهل محل نشناسد ، باند نشناسد ،
حزب نشناسد ، حتی خود دین را مرز قرار ندهد برای فضائل اخلاقی ، خودی را
به قدری توسعه دهد که شعاعش بی نهایت بشود : همه چیز از من است : "
هر ملک ملک ماست که ملک خدای ماست " همه از ما هستند .
[١] سوره مائده ، آیه . ٨