فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
میاندیشی تا بگویم چیستی .
درباره اینکه انسان هر چه را بخواهد و هر چه را دوست داشته باشد همان
است ، در اخبار ما زیاد تأکید شده است . گفتهاند : من احب حجرا حشره
الله معه [١] اگر انسان سنگی را دوست داشته باشد با سنگ محشور میشود
چون خودش سنگ میشود . هر چه را انسان دوست داشته باشد همان میشود .
شخصی که اهل خراسان بود از راه دور با رنج فراوان آمد خدمت امام باقر
علیه السلام ( عشق به اهل بیت او را کشانده بود ) در حالی که چون پای
پیاده آمده بود کفشهایش از بین رفته بود و پایش به اصطلاح ترک خورده و
پاشنه آن شکاف زیادی برداشته بود آمد خدمت امام با یک عشق و ولعی خدا
را شکر کرد که بالاخره به مقصود خودش رسید بعد پایش را نشان داد با آن
شکافها که خون آمده بود ، و عرض کرد : یا ابن رسول الله ! نکشید مرا به
اینجا جز محبت شما اهل بیت که از خراسان تا اینجا پیاده آمده ام امام
این جمله را فرمود : هر کس هر چه را دوست داشته باشد با هموست و
حقیقتش همان میشود و با همان محشور میشود . شاعر میگوید :
| گر در طلب گوهر کانی ، کانی |
| ور در پی جستجوی جانی ، جانی |
| من فاش کنم حقیقت مطلب را |
| هر چیز که در جستن آنی ، آنی |
[١] نفس المهوم ، ص ٣٦ به نقل از امالی صدوق ، ص ٧٩ مجلس ٢٧ با عبارت فلوان رجلا تولی حجرا لحشره الله معه یوم القیامة » .