فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
مذهبی میکند ، دست روی یک دگمه دیگر میگذارید ، نوار دیگری به حرکت در میآید و مثلا یک آوازه خوان ، آوازه خوانی میکند بستگی دارد که شما دست روی کدام نقطه بگذارید . حقیقتا روح انسان همین گونه است یعنی خدای متعال استعدادهای گوناگونی در وجود انسانی گذاشته است مربیان بشر ، هر گروهی انگشت روی یکی از آن استعدادها گذاشته اند در نتیجه یک وقت شما میبینید ملتی به وجود میآید که تمام این ملت یکصدا حرفشان مثلا حماسه های سیاسی و تعصبهای ملی است و غیر از این چیز دیگری نیست و گویی فقط این یک نوار در وجود اینها به صدا در آمده ملت دیگری را میبینید که در اثر اینکه انگشت روی نقطه دیگری از روح آنها گذاشته شده است همه دم از زهد و ریاضت میزنند ملت دیگر دم از چیز دیگر همچنین هر فردی دم از چیزی میزند در وجود هر فردی همه این استعدادها وجود دارد ولی انگشت روی یکی یا دوتا از این استعدادها گذاشته و آن را به صدا در آورده اند ، باقی دیگر خاموش است هر مکتب اخلاقی ، انگشت روی یکی از خصلتهای روح بشر گذاشته است . حال ، آیا در میان تمام این دگمه ها یک دگمه وجود دارد که اگر دست روی آن بگذاریم تمام این نوارها به حرکت در میآیند و به طور هماهنگ کار خودشان را انجام میدهند یا نه ؟ این هم خودش سؤالی است هر مکتبی که بتواند دست روی نقطه ای بگذارد که با دست گذاشتن روی آن نقطه تمام استعدادهای وجود انسان ، هماهنگ با یکدیگر و بدون افراط و تفریط به حرکت در آیند ، آن مکتب ، مکتب جامعی است این مطلب را فعلا به عنوان مقدمه در نظر داشته باشید تا وارد مطلب دیگری بشویم ، بعد