فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١
« الجهر بالسوء من القول الا من ظلم »" [١] . در عین اینکه ما باید یک
چنین نظر وسیعی داشته باشیم ، از حق خودمان هم باید دفاع بکنیم حالا
یکوقت در جامعه ای مثل جامعه مسیحی یا جامعه مسلمان که از این افکار
مسیحی پیروی میکند و از حقوق خودشان دفاع نمیکنند میآیند اخلاقی را تأسیس
میکنند بر اساس دفاع از خود ، و فقط همین یک جنبه را در نظر میگیرند
ابتدا خوب طرفدار پیدا میکند ، و شخص تا مادامی که در دنیا ظلم و مظلوم
باشد طرفدار چنین مکتبی است ، اما وقتی که خودش میخواهد دنیا را اداره
کند دیگر ضدش و به قول آنها آنتی تزی در مقابل نیست و در نتیجه ، این
هم دیگر کمیتش لنگ است باور نکنید که بشود در دنیا برای مفاهیم اخلاقی
، برای همین حرفهایی که امروز میزنند ، برای عدالت ، حق ، صلح ،
انسانیت ، راستی و درستی ، مبنا و منطق و پشتوانه و اعتباری جز خداشناسی
پیدا کرد .
یک دلیل بر اینکه خداشناسی و ایمان و معنویت از دنیا نخواهد رفت
همین است که بشر احتیاج به اخلاق دارد در دوره علم که دیگر با تقلید و
تلقین نمیشود فضائل اخلاقی درست کرد ، باید با منطق و ریشه دار درست کرد
دنیا و جامعه بشریت یا باید باشد و یا باید نباشد اگر نیست و نابود
میشود که هیچ ، ولی اگر جامعه بشریت باقی بماند اخلاق میخواهد و اخلاق همه
جانبه میخواهد نه اخلاق کمونیستی ، اخلاقی که بتواند همه جوانب را رعایت
بکند ، اخلاقی که مبنا و پایه و اساس داشته باشد و این جز با دین و
معنویت امکان ندارد .
[١] سوره نساء ، آیه . ١٤٨ [ ترجمه : خدا دوست نمیدارد که کسی با گفتار زشت به عیب مردم صدا بلند کند مگر اینکه ظلمی به او رسیده باشد ] .