فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢
« ا لم تر کیف ضرب الله مثلا کلمة طیبة کشجرش طیبة اصلها ثابت و فرعها فی السماء توتی اکلها کل حین باذن ربها و یضرب الله الامثال للناس لعلهم یتذکرون ». ببین چگونه [ خدا ] مثل میزند : سخن حق ، سخن پاک ، سخن ریشه دار مثلش مثل درخت استواری است که ریشه اش در اعماق زمین فرو رفته ، شاخه هایش سر به آسمانها کشیده است ، همیشه میوه میدهد ، مال یک فصل نیست و " همیشه بهار " است . بعد میفرماید : « و یضرب الله الامثال للناس خدا مثالی ذکر میکند و این مثال برای جامعه انسانیت است : جامعه انسانیت اگر بخواهد خرم باشد ، شاخه و برگ و میوه و سایه داشته باشد ، تا ریشه نداشته باشد امکان ندارد . « و مثل کلمة خبیثة کشجرش خبیثة اجتثت من فوق الارض ما لها من قرار ولی بسیاری از این حرفهای بی اساس مثلش مثل این درختهای مصنوعی است که فقط شکل درخت دارد مفاهیم خیلی روشن است اما پایه ندارد . « یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیوش الدنیا و فی الاخره »[ خدا با ] قول ثابت ، با سخن محکم و ریشه و مبنادار که ریشه اش در عمق روح [ انسان است مؤمنین را در دنیا و آخرت پایدار میدارد هیچکس ] نمیتواند آنها را از سخن محکمشان برگرداند ، همان طور که حسین بن علی چنین بود آن حرفی که روز اول زد با آن حرفی که ساعت آخر گفت یک حرف بود . و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظیم .