فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨
هست حال آیا در آنجا مثل اغلب ما مردم ، هیزم کشی بکنم که آن آتش شعله ورتر بشود ؟ ! نه ، هر جا که شعله نزاع میان برادران مؤمن فروزان است ) من بشوم آتش نشان آن شعله « و اصلاح ذات البین » میان مؤمنان و مسلمانان ، اصلاح بر قرار کنم « و افشاء العارفة » خوبیهای مردم را فاش کنم « و ستر العائبة » بر عکس ، بدیهای مردم را ، عیبهای مردم را روپوشی کنم (همه اینها در مسائل اخلاقی است ، شامل مسائل اجتماعی که در آنها حق عموم پیدا میشود نیست ، چون در آن موارد دستورهای دیگری است که در همین دعای مکارم الاخلاق هم آن دستورها هست ) انسان باید در این حد باشد که برای اینکه مردم را بیشتر خوشنام بکند و حسن ظن مسلمین را نسبت به یکدیگر زیاد نماید ، خوبیهای مردم را اینجا و آنجا بازگو کند و روی بدیهای مردم حتی بدیهای واقعی مردم را بپوشاند ، زشتیها را آشکار نکند این خودش یک وظیفه اسلامی است : آشکار کردن نیکیها و پوشاندن بدیهای مردم . وقتی که انسان یک مقدار نیکی دارد ، بعد ببیند مردم او را با نیکیهایش میشناسند ، همین خودش عاملی است برای اینکه بدیها را در وجود خودش کم بکند ، و بر عکس ، اگر انسان یک سلسله نیکیها داشته باشد و یک سلسله بدیها ، و بعد ببیند مردم او را فقط به این بدیها میشناسند ، آن شخصیت نیک ، و نیکی اش شکست میخورد ، یعنی به تدریج تبدیل به آدم بد میشود .
نهی شدید قرآن از اشاعه زشتیهای مؤمنین
این است که قرآن فوق العاده شدید نهی میکند از اینکه فحشاء ( و به تعبیر قرآن : فاحشه ) یعنی زشتیهای مسلمانان ، حتی زشتیهای واقعیشان