فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
گفتن صحیح نیست . پس آیا زیبایی را میتوان تعریف کرد که چیست ؟ نه ، نمیتوان درباب فصاحت که از مقوله زیبایی است علما میگویند فصاحت را در حقیقت نمیشود تعریف واقعی کرد ، مما یدرک ولا یوصف است یعنی درک میشود ، توصیف نمیشود و ما داریم در دنیا خیلی چیزها که انسان وجودش را درک میکند ولی نمیتواند آن را تعریف بکند زیبایی از همین قبیل است افلاطون تعریفی از زیبایی کرده است تعریف او اولا در حدش معلوم نیست تعریف درستی باشد ، و ثانیا تعریف کاملی نیست گفته است : " زیبایی " هماهنگی میان اجزاء است با کل یعنی اگر یک کل داشته باشیم مانند یک ساختمان ، چنانچه همه اجزائش : در ، دیوار ، پایه ، سقف و غیره ، با یک تناسب معینی در آن به کار رفته باشد ، آن کل زیباست زیبایی یک ساختمان به این علت است که میان اجزائش تناسب است حالا گیرم این حرف درست باشد و تناسب یعنی یک نسبت خاص وجود داشته باشد ، ولی آیا میشود در زیباییها بیان کرد که نسبت چیست ؟ آیا همان طور که مثلا در آب میگویند از H چقدر است و از O چقدر ، در اینجا میشود چنین چیزی گفت ؟ نه آیا لازم است ما بتوانیم تعریف بکنیم ؟ نه ، لزومی ندارد برای این که به وجود حقیقتی اعتراف بکنیم ، هیچ ضرورتی ندارد که اول بتوانیم آن را تعریف بکنیم اگر بتوانیم ، تعریف میکنیم ، نتوانستیم ، میگوئیم از نظر کنه و ماهیت بر ما مجهول است ولی وجود دارد زیبایی وجود دارد گواینکه بشر نمیتواند آنرا تعریف بکند حتی بشر همین نیروی برق را نمیتواند تعریف بکند اما شک ندارد که وجود دارد .