فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
باید راست گفت ، همان رو گرفتن از خروس است منتها اسلام در اینجا سخن
دیگری نیز گفته است که نکته خیلی بزرگی است میگوید برای اینکه روحت
عادت نکند به دروغ گفتن ، در آنجا که اجبار پیدا میکنی [ چیزی به ذهنت
خطور بده و به زبانت چیز دیگری بیاور ] و تا اجبار نباشد نمیتوانی چنین
کنی همان طور که عرض کردم دروغ منفعت خیز را با دروغ مصلحت آمیز
اشتباه نکنید فقه اسلامی میگوید : آنجا که واقعا مصلحت است و از یک
راستی مفسده ها برای جامعه بپا میشود ( مثلا جاسوسهای دشمن در پی افراد
مظلومی دارند خانه به خانه میگردند از تو میپرسند میگویی من آدم راستگویی
هستم باید به آنها اطلاع بدهم کجا هستند تو جانی هستی نه راستگو ) آنجا که
مجبور هستی به خاطر یک مصلحت و نه به خاطر منفعت دروغ بگویی ، برای
اینکه ذهنت کج نشود و عادت نکند به انحراف ، یک چیزی به ذهنت خطور
بده و به زبانت چیز دیگری بیاور مثلا وقتی میگوید ندیدی ؟ بگو نه ، ولی
مقصودت از " نه " در ذهنت خطور بده یک چیز دیگری را مستقیم ذهنت را
با دروغ مواجه نکن که ذهنت عادت نکند به دروغ گفتن اسم این " توریه "
است امیرالمؤمنین ( ع ) از پیغمبر ( ص ) نقل میکند که فرمود :
« لا یستقیم ایمان عبد حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه»
[١] . حالا بعضی هم دائما دروغ میگویند و اسمش را میگذارند توریه و دیده
ام این جور اشخاص را . من به آنها کار ندارم . حقیقت را دارم میگویم .
[١] سفینة البحار ، ج ٢ ، ص ٥١٠ ، نهج البلاغه فیض الاسلام ، خطبه ١٧٤ ص ٥٦٧ [ ایمان بنده استوار نمیشود مگر اینکه قلبش استوار گردد ، و قلبش استوار نمیشود مگر اینکه زبانش استوار گردد ] .