فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
و قبح عقلی دارند ، نزدیک به یکدیگرند آنها معتقدند که بعضی از احکام ، مطلق است و حرف آنها درست است مثلا میگویند عدالت یک حکم مطلق است در روح انسان که خوب است ، و ظلم یک حکم مطلق است در روح انسان که بد است ، اما راستی یک حکم مطلق نیست بلکه تابع فلسفه خودش است و گاهی راستی فلسفه خودش را از دست میدهد به آقای کانت این ایراد را گرفته اند که تو که این قدر تابع حکم مطلق هستی و مثلا میگویی راستی فرمان مطلق وجدان است و مصلحت سرش نمیشود ، فرض کنیم یک دیوانه ظالمی کاردی به دست گرفته و سراغ بیچاره ای را میگیرد که شکمش را سفره کند و از تو میپرسد آیا اطلاع داری او کجاست ؟ در اینجا تو باید جوابی بدهی ، اگر بخواهی سکوت بکنی شکم خودت را سفره میکند چه جواب میدهی ؟ آیا میگویی اطلاع دارم یا میگویی اطلاع ندارم ؟ اگر بگویی اطلاع ندارم که دروغ گفته ای ، در حالی که وجدان گفته باید راست بگویی ، و اگر بگویی اطلاع دارم ، از تو میپرسد کجاست ؟ آیا نشان میدهی کجاست یا نه ؟ اگر نشان بدهی میرود به نا حق شکم او را سفره میکند آیا واقعا وجدان انسان اینقدر مطلق است و میگوید تو باید راست بگویی مطلقا و به نتیجه ، کار نداشته باشی ؟
دروغ مصلحت آمیز
مسئله دروغ مصلحت آمیز است که سعدی ما هم آورده و در فقه ما آمده است آیا دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز است یا نه ؟ سعدی میگوید دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز است ، و آن داستانی هم