فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
عامل خارجی که انسان را به سوی آن شی خارجی میکشاند انسان یا حیوان گرسنه میشود ، میل به مأکولات در او به وجود میآید ، تشنه میشود ، میل به نوشیدن آب در او پدید میآید غریزه جنسی میل به جنس مخالف است استراحت کردن نیز خود یک میل است " میل " همان طور که عرض کردم ، کشش است ، مثل یک نیروی جاذبه است ، وقتی که پیدا میشود انسان را به سوی شی خارجی میکشد عاطفه مادری هم خودش یک میل است ، و حتی عواطف عالی انسانی هم یک میل است مثلا اینکه انسان در برخورد به یک مستمند ، در خودش احساسی مییابد که به او کمک بکند ، یعنی یک میل در او پیدا میشود که به او کمک بکند . ولی اراده به درون مربوط است نه بیرون ، یعنی یک رابطه میان انسان و عالم بیرون نیست ، بلکه بر عکس ، بعد از اینکه انسان اندیشه و محاسبه میکند میان کارها ، دور اندیشی و عاقبت اندیشی میکند ، سبک سنگین میکند ، با عقل خودش مصلحتها و مفسده ها را با یکدیگر میسنجد و بعد تشخیص میدهد که اصلح و بهتر این است نه آن ، آنوقت اراده میکند آنچه را که عقل به او فرمان داده انجام دهد نه آنچه که میلش میکشد ، و بسیاری از اوقات و شاید غالب اوقات آنچه که عقل مصلحت میداند و انسان اراده میکند بر حکم فتوای عقل انجام بدهد ، بر ضد میلی است که در وجودش احساس میکند فرض کنید شخصی رژیم غذایی دارد سر سفره ای نشسته است و غذای مطبوعی وجود دارد میل او را میکشد که از آن غذای مطبوع بخورد ، ولی در مجموع حساب میکند که اگر من این غذای مطبوع را بخورم چه عوارضی خواهد داشت بر خلاف میل خودش تصمیم میگیرد که نخورد یا دیگری اصلا طبعش از دواتنفر دارد ، نه تنها میل به دوا