فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣
کار یک قهرمان که زور بازو دارد قابل مدح و ستایش است ولی اسمش اخلاق نیست در اخلاق عنصر اختیار و اکتساب یعنی غیر غریزی بودن خوابیده است اگر انجام کاری برای انسان غریزه بود یعنی طبیعی و فطری و مادر زاد بود و انسان آن را تحصیل نکرده و به اختیار خودش به دست نیاورده بود ، آن کار ، با شکوه و عظمت و قابل مدح هست ولی در عین حال اخلاق نیست ، مثل محبت پدر و مادر نسبت به فرزند ، و مخصوصا محبت مادرانه احساسات یک مادر نسبت به فرزندش ، احساساتی بسیار عالی و بسیار با شکوه و عظمت است ، قابل ستایش به معنی قابل مدح هست ، ولی یک مادر به دلیل اینکه احساسات دوستانه بسیار شدیدی نسبت به فرزند خودش دارد ما نمیتوانیم احساسات او را اخلاقی بدانیم ، به دلیل اینکه همین مادر نسبت به کودک دیگری که مثلا فرزند همسایه اش میباشد ( نمیگویم فرزند هوویش که احیانا ضد او احساسات به خرج میدهد ) بی تفاوت است این احساسات ، احساس غیر دوستی هست اما این غیر منحصر است به فرزند خودش ، و به علاوه او این احساسات را کسب و تحصیل نکرده ، به اختیار خودش به دست نیاورده بلکه قانون حکیمانه خلقت این احساسات بسیار شدید را به او داده است برای اینکه نظام امور درست بشود ، چون اگر چنین نبود هیچ مادری بچه خودش را پرستاری نمیکرد بنابر این احساسات مادر احساسات غیر دوستانه است ناشی از یک عاطفه ، و از دائره " خود " یعنی " فرد " خارج است ، ولی نمیشود این احساسات را احساسات اخلاقی ، و کار مادر را اخلاق نامید احساسات پدر و احساسات خویشاوندی و ارحام و نیز هموطن دوستی و ملیت دوستی هم همین گونه