فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨
زندگی خودش هست و از یک میل که مربوط به شخص خودش هست ناشی میشود و هدف ، لذتی است که به خودش برسد یا دفع رنجی است که از خودش بشود ( مثل مراجعه انسان به پزشک که برای دفع رنج یا دفع خطری است که از خودش میشود ) یک کار طبیعی است کار اخلاقی کاری است که از عاطفه ای عالیتر از تمایلات فردی یعنی عاطفه غیر دوستی سرچشمه میگیرد کارهای اخلاقی انسانها کارهایی است [ ناشی از این ] که آن انسانها غیر را هم دوست میدارند یعنی تنها خودشان را دوست ندارند ، به سرنوشت دیگران هم مانند سرنوشت خودشان علاقهمند هستند و از اینکه به غیر سود یا لذتی برسد همان اندازه شادمان میشوند که به خودشان سودی برسد و خودشان به لذتی برسند و البته این درجات دارد گاهی عاطفه غیر دوستی آنچنان در بعضی از انسانها اوج میگیرد که از اینکه به دیگران لذت یا سود برسانند بیشتر خوشحال میشوند تا اینکه به خودشان لذت یا سود برسانند یعنی از اینکه بپوشانند بیشتر خوشحال میشوند تا بپوشند ، از اینکه بخورانند بیشتر لذت میبرند تا بخورند ، و از اینکه آسایش برسانند خوشحالترند تا خودشان به آسایش برسند .
مبدأ و هدف در کار انسان
هر کاری در انسان مبدأی دارد و غایتی یعنی در انسان یک احساس ، یک میل ، یک عاطفه هست که محرک او به یک کار است و اگر نبود محال بود که انسان آن کار را انجام بدهد محال است انسان کاری را