فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٢
احساس تکلیف . احساس تکلیفی وجود ندارد . اصلا وجدان دروغ است آن دیگری گفته : زیبائی فعل ما زیبایی و نازیبایی در فعل نمیفهمیم آن یکی گفته : زیبایی روح ما روح زیبا و نازیبا سرمان نمیشود آن یکی گفته : عقل مجرد و روح مجرد اصلا به روح مجرد قائل نیستم میگوئیم پس آیا به اخلاق قائل هستی یا نه ؟ میگوید بله ، من به اخلاق هم قائل هستم ( چون نمیشود کسی منکر اخلاق بشود ) میگوئیم پس اخلاق را بر چه اساسی توجیه میکنی ؟ و اتفاقا خودش از علمدارهای اخلاق است و عده ای گول حرفهایش را خورده اند و او را آدم انساندوستی میدانند ، و من مکرر گفته ام : این آدم فلسفه اش بر خلاف شعارهایش است ، شعار انساندوستی میدهد و در فلسفه خودش بر ضد انساندوستی حرف میزند اصلا انساندوستی در فلسفه راسل دروغ محض است میگوئیم اخلاق چیست ؟ میگوید : اخلاق ترکیبی است از هوشیاری و دور اندیشی بانفع طلبی تمام مکتبهای اخلاقی ، نفع طلبی را بر ضد اخلاق میدانند الا [ مکتب اخلاقی ] راسل که میگوید : اخلاق را باید از نفع طلبی درست کرد ، منتها نفع طلبی هوشیارانه و دور اندیشانه اینکه انسان بخواهد منافع خودش را با دور اندیشی تأمین بکند ، میشود اخلاق چطور ؟ میگوید : شک نیست که عقل در خدمت طبیعت انسان است ، عقل یک چراغ است برای انسان چراغ در اختیار آن کسی است که آن را در دست دارد به هر طرف که بخواهد برود ، فرمان میدهد ، چراغ از آن طرف میرود و راهش را روشن میکند انسان عقلش را در خدمت منفعت خودش قرار میدهد عقل در خدمت منافع انسان است . میگوید : ولی شعاع عقل انسان باید خیلی وسیع باشد و ضعیف نباشد که