فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٣
فقط و فقط در وجدان . قائل به وجدان و الهام فطری است . البته حرفش تا
اندازهای حرف درستی هم هست ما در قرآن کریم میخوانیم : « و نفس و ما
سویها ، فالهمها فجورها و تقویها »[١] .
وقتی که این آیه کریمه نازل شد : « تعاونوا علی البر و التقوی و لا
تعاونوا علی الاثم و العدوان »[٢] مردی به نام وابصه آمد خدمت رسول
اکرم ( ص ) قبل از آنکه سؤالش را طرح بکند رسول اکرم فرمود : وابصه !
آیا بگویم آمده ای چه از من بپرسی ؟ آمده ای از من بپرسی که " بر " و
" اثم " چیست ؟ گفت : بله یا رسول الله ، اتفاقا برای همین آمده ام
نوشته اند پیغمبر اکرم دو انگشتشان را زدند به سینه وابصه و فرمودند :
« یا وابصة استفت قلبک استفت قلبک » این را از قلبت استفتاء کن، این
فتوا را از دلت بخواه یعنی خداوند تشخیص بر و تقوا را ، و در نقطه
مقابل تشخیص اثم را در فطرت انسان قرار داده و مسائل فطری را دیگر لازم
نیست انسان برود از دیگری بپرسد ، بلکه باید از قلب و وجدان خودش
بپرسد جواب را از همین جا میگیرد حال نمیخواهم بحث تفصیلی عرض بکنم که
در اینجا خیلی مطلب هست . این هم یک نظر بنابر سه نظریه اول ، اخلاق از
مقوله محبت بود ، ولی بنابر این نظر ، اخلاق از مقوله تکلیف است .
نظریه دیگری در باب معیار اخلاقی [ بودن یک فعل ] داریم و
١ - سوره شمس ، آیات ٧ و . ٨ [ قسم به نفس و آن که او را معتدل ساخت و به او شر و خیرش را الهام کرد ] . ٢ - سوره مائده ، آیه . ٢ [ در نیکوکاری و تقوا با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و ستم همکاری نکنید ] .