فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٧
همه چیز جایز است ، یعنی یگانه معیار برای اینکه انسان برای خودش " باید " و " نباید " داشته باشد که این کار خوب است ، آن کار بد است ، این کار را باید کرد ، آن کار را نباید کرد ، و از مسئله دنبال طبیعت و شهوت و غضب رفتن بیرون برود ، این است که دین در کار باشد ، اگر خدا و دین باشد همه این حرفها معنی دارد و اگر خدا و دین نباشد هیچیک از این سخنان معنی پیدا نمیکند این یک نظریه ما فعلا در این جهت بحث نمیکنیم میخواهیم درباره فعل اخلاقی بر مبنای ساختمان و ساختن انسان بحث بکنیم ، حال اگر دین نقشی داشته باشد بحثش را خواهیم کرد ما فعلا نظریات را نقل میکنیم برخی خواسته اند اخلاق منهای دین پیشنهاد بکنند " منهای دین " که میگویند نه معنایش این است که حتما باید دین نباشد ، بلکه یعنی اخلاق مستقل عقلی آنهایی که خواسته اند اخلاق مستقل عقلی پیشنهاد بکنند ، نظریاتشان اینهاست که برایتان عرض میکنم :
معیار فعل اخلاقی چیست ؟
بعضی گفته اند که معیار فعل اخلاقی این است که غیر ، هدف باشد هر فعلی که هدف از آن فعل ، خود انسان باشد ، غیر اخلاقی است ، و هر فعلی که هدف از آن فعل ، خود انسان نباشد ، غیر باشد ، انسان یا انسانهای دیگر باشد ، آن فعل میشود فعل اخلاقی پس فعل اخلاقی یعنی فعلی که هدف از آن فعل ، غیر باشد بنابر این تعریف ، فعل اخلاقی از روی غایت تعریف شده . در منطق خواندهاید که میگویند : تعریف شی یا به علل داخلی است یا به علل خارجی . تعریف به علل