فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٤
مصنوعی داریم . تمدن ما با وضع خود ما بیشتر تطبیق میکند تا با وضع آنها آنها زندگی ساده ای دارند و زندگی ما بیشتر مصنوعی است . بعد میگوید : " به نظر میرسد که ما این را کتمان میکنیم " . و سپس میگوید : " این طرز رفتار ظالمانه ای است که ملل مغرب نسبت به اینها روا داشتهاند " . آنوقت مطالبی ذکر میکند که در آمریکا چه کردند ، در اقیانوسیه چه کردند ، در چین چه کردند ، در هند چه کردند مخصوصا داستان جنگهای معروف به جنگهای تریاک را نقل میکند که انگلیسیها برای اینکه بر چینیها مسلط شوند آمدند تریاک را بر آدمها مسلط بکنند و آنها را افیونی نمایند دولت بیدار چین فهمید که چه بلایی میخواهد به سرش بیاید ، دفاع کرد آنها جنگیدند و کشتند تا بالاخره به ضرب توپ و شلیک ، تریاک را به میانشان آوردند درست است که انگلستان سالیانه پانزده میلیون لیره انگلیسی فایده میدهد ولی طبق آمار هر سال ششصد هزار نفر به خاطر تریاک رهسپار عدم میشوند بعد میگوید : وقتی که انگلیسیها مبلغین مسیحی را فرستادند به سر چینیها ، آنها گفته بودند عجب ! شما از یک طرف تریاک را به میان ما میآورید و ما را به دیار عدم میفرستید و از طرف دیگر مبلغی را میفرستید که به ما دستور ایمان و تقوا بدهند !
دو گونه مبارزه با " خودی "
پس چه باید کرد که به راستی اخلاق بشر اخلاق انسانی باشد ، اخلاقی بر پایه انسانیت و آدمیت باشد ، یعنی واقعا " خودی " از میان برود . این را هم بگویم که در اسلام " خودی از میان رفتن " به آن معنا نیست ولی