فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١
شوید میبینید در خانواده اش مرد عادلی است ، به تمام معنی نسبت به بچه های خودش عادل است ، بلکه گذشت و فداکاری هم دارد ، و هرگز به بچه های خود خیانت نمیکند ، واقعا به آنها دروغ نمیگوید ، و به قصد خیانت کردن با بچه های خودش تزویر نمیکند خیلی اشخاص را میبینید در محیط خانه و خانواده صفا دارند ولی همین آدم وقتی بیرون میرود همه چیز را برای خانواده میخواهد تمام صفات رذیله ناشی از خود پرستی در عین اینکه در خانواده نیست در بیرون از خانواده هست ، و چون واحد بزرگتر شده ، حرص و فعالیتش هم بیشتر است بارها میرود بیرون دروغ میگوید برای خانواده ، تزویر میکند برای خانواده ، نفاق میکند برای خانواده ، مردم را اغوا میکند برای خانواده ، قتل نفس میکند برای خانواده همه اینها " خود " ش است میبینید آن " خود " یک مقدار بزرگتر شده است ، واحد عوض شده است والا خود پرستی خود پرستی است شما آدمهایی را میبینید که وقتی داخل خانه هستند عادلند ولی در بیرون خانه ظالم و متقلب هستند و در معامله غش میکنند آیا میتوانید اینها را انسان اخلاقی حساب کنید ؟ میگویند نمیدانید چقدر این مرد آراسته است ! وقتی یک کیلو سیب به خانه میآورد تمام اینها را سبک سنگین میکند و به هر بچه همان قدر میدهد که استحقاق دارد حتی اگر به خودش هم نرسید نرسید من در خانه اش بودم و دیدم این آدم نسبت به بچه های خودش عادل است ولی این به تنهایی اخلاق و فضیلت اخلاقی نیست اگر این آدم از خانواده اش یعنی از دایره خودی خودش که وسیعتر شده است فراتر رفت و در آنجا هم همین فضایل را داشت معلوم میشود که اخلاقی است ، اما وقتی میبینید دایره خودی وسیعتر شده است ولی باز این آدم در بیرون خانواده دزد هست ، متقلب و