فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥
خودش حقی ندارد : « ان الامر کله لله »[١] همه چیز مال خداست ، خود
فرد هم لله و مال خدا است و اگر چیزی دارد به این صورت است که چیزی که
خودش مملوک خداست مملوکی دارد به تملیک خدا ، یعنی افراد به نسبت
خودشان با یکدیگر ، حقوق و مالکیتهایی دارند ولی نسبت به خدا که حساب
بکنیم هیچ ندارند .
داستانی یادم افتاد : ابوفراس شاعر عرب شیعی زبر دستی است ظاهرا در
قرن چهارم هجری میزیسته و تقریبا معاصر با دوره فارابی است در دربار
ملوک آل حمدان بوده آل حمدان ملوکی بودند بسیار ادب دوست و ادب پرور
و بلکه علم پرور ، و با اینکه حکومتشان خیلی وسیع نبوده ولی از نظر کیفی
با ارزش است ، و لهذا فارابی بعد از اینکه تحصیلاتش در بغداد و غیره
تمام شد رفت موصل و آنها را بهتر تشخیص داد از خلافت بغداد رفت آنجا و
در همان جا هم مرد و سیف الدوله حمدانی خودش بر او نماز خواند به هر
حال ملوک آل حمدان از آن ملوک ادب پرور و معارف دوست هستند ، و
اغلب این جور اشخاص شعرای زیادی در دستگاهشان هستند روزی سیف الدوله
حمدانی با شعرا و ادبا نشسته بود گفت من بیتی گفته ام و خیال نمیکنم کسی
بتواند آن را تکمیل کند مگر ابوفراس شعری که گفته بود این بود : "
| لک جسمی تعله فدمی لا تطله |
| قال : ان کنت مالکا فلی الامر کله |
١ سوره آل عمران ، آیه . ١٥٤