فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
یک مدتی همینجور بایستد « فلما نفض یده من تراب القبر هاج به الحزن »
[١] یعنی از کارهایش که فارغ شد یکمرتبه غم و اندوهها بر قلب علی رو
آورد چه بکند ؟ با که حرف بزند ؟ درد دل خودش را به که بگوید ؟ قبر
پیغمبر نزدیک است از پیغمبر کسی بهتر نیست رو میکند به قبر مقدس
پیغمبر : « السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازلة فی جوارک
و السریعة اللحاق بک قل یا رسول الله عن صفیتک صبری » [٢] یا رسول
الله ! هم از طرف خودم و هم از طرف دخترت زهرا به شما سلام عرض میکنم
حال علی را اگر میپرسید صبر علی بسیار اندک شده است بعد جمله ای میگوید
: « و ستنبئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها » [٢] یا رسول الله ! عن
قریب دخترت به تو خواهد گفت که امت تو بعد از تو با او چه رفتاری
کردند
و لا حول و لا قوش الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله
الطاهرین باسمک العظیم الاعظم الاعزالاجل الاکرم یا الله . . .
خدایا دلهای ما را به نور ایمان منور بگردان ، ما را " خدا آگاه " و
مؤمن واقعی قرار بده ، دلهای ما را از اخلاق رذیله پاک بگردان ، قلبهای
ما را به اخلاق حسنه مزین بفرما ، مسلمین را نصرت و پیروزی بر دشمنانشان
عنایت بفرما ، ما را با حقایق دین مقدس اسلام آشنا کن ، قدردان اسلام و
قرآن و پیغمبر و آل قرار بده ، اموات ما مشمول عنایت و رحمت خود بفرما
.
و عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان .
[١] بیت الاحزان ، ص . ١٥٥ [٢] نهج البلاغه فیض الاسلام ، خطبه ١٩٣ ، ص . ٦٥١