فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣
صورت یک ماشین اقتصادی معرفی کرد ، بعد خواست یک ایده اجتماعی مقدس بسازد . نشد . چنین چیزی نمیشود : به انسان بگویند در عالم خدایی وجود ندارد ، در تو هم هیچ شی مقدسی وجود ندارد ، اما تو متعهد و ملتزم باش که برای ایده های مقدس اجتماعی کار بکنی ، متعهد باش آز و حرص نداشته باشی ، ظلم نکنی ، و دلت به حال دیگران بسوزد بدیهی است ایندو ضد یکدیگرند آن تعلیمات اساسی فلسفی جهان بینی انسان شناسی بر ضد این ایده اجتماعی است " ژرژ پولیتسر " در کتابش مینویسد : " ما اگر چه از نظر فلسفی ماتریالیست هستیم ، از نظر اخلاقی ایده آلیست هستیم " مگر میشود انسان از نظر فلسفی ماتریالیست باشد ، از نظر اخلاقی ایده آلیست ؟ ! با گفتن که درست نمیشود . مدتی خودشان را سرگرم این کار کردند ولی مگر میشود چنین چیزی ؟ ! همه این تلاشها برای این است که از ایمان فرار کنند ابتدا گفتند : ایمان نه ، علم ولی علم به تنهایی کار نکرد بعد گفتند : ایمان نه ، فلسفه اجتماعی ، مسلک ، مرام ولی مرام بر [ اساس ] این جهان بینیها عملا میبینیم شکست خورده چون هیچ جنبه انسانی ندارد پیروزیها باز همان پیروزیهای سیاسی و همان سازشکاریها است ، باز دعواها همه سر لحاف ملانصرالدین است قطب شرقش را ببین ، قطب غربش را ببین ، امپریالیسمش را ببین ، سوسیالیسمش را ببین آخر کار باز از همان جا سر در آورد که در گذشته سر در میآوردند .