فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥
انسانند و به حسب فطرت مثل ما هستند . ما هم ممکن است روزی خدای نخواسته تبدیل به چنین آدمهایی بشویم همین امشب در روزنامه چشمم به یک تیتری افتاد ، واقعا حیرت کردم که انسان وقتی انسانیت خودش را از دست میدهد مثل یک جزء از ماشین میشود نوشته بود که در مصر یک هواپیما سقوط کرد و نود و دو نفر کشته شدند شخصی که سمت او در فرودگاه مثلا تنظیم ترافیک هواپیماها بوده نه اطلاع دادن به خلبان ، گفته است : بله ، من آن وقتی که هواپیما میآمد و ارتفاعش در حدود دو هزار متر بود و باید از سه هزار و پانصد متر کمتر نمیبود چون تصادف میکرد ، این را میدیدم و متوجه هم بودم که طولی نمیکشد که هواپیما تصادف میکند گفته اند چرا نگفتی ؟ گفته است : " این وظیفه من نبود ، من مسؤول این کار نبودم ، مرا برای کار دیگر گذاشته بودند ، من کار خودم را انجام دادم " بسیار خوب ، تو مسؤول این کار نبودی ، ولی انسان که بودی گفته من میدانستم که اگر الان اطلاع بدهم و میتوانستم اطلاع بدهم خلبان ، خودش را با همه سرنشینها نجات میدهد ، ولی اطلاع ندادم . ببینید کمبود عواطف به کجاها میکشد و چه بر سر انسان میآورد ! بحران دیگر ، مسئله از هم گسیختگی نظام خانوادگی است ، بیگانه شدن زن و شوهرها با یکدیگر ( که ما دواسبه کوشش میکنیم به همین صورت در بیاییم ! ) ازدواجهای زود گسل و طلاقهای پشت سر یکدیگر . هر یک از اینها مفصل درباره اش میشود بحث کرد .
مسئله گرسنگی
عرض کردم بعضی از اینها گواینکه معنوی نیست ولی ریشه ای در