فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥
عقیده ای دو گونه است : یکی ارزش نظری و دیگر ارزش عملی ارزش نظری یک عقیده یعنی میزان انطباق آن عقیده با حقیقت و واقعیت ارزش نظری یک نظریه فلسفی یا اجتماعی یا جهانی و غیره ، یعنی آیا این نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد ؟ راه [ دریافت ] اینکه یک نظریه با واقعیت انطباق دارد یا ندارد در مواردی تجربه و آزمایش و مشاهده است و در مواردی استدلالهای عقلانی . مثلا بطلمیوس گفته بود که زمین مرکز عالم است و افلاک بر یکدیگر محیطند و گرد زمین میچرخند بعد دانشمندان آمدند این نظریه را عوض کردند " ارزش نظری فکر بطلمیوس " یعنی آیا واقعا زمین مرکز است و همه افلاک و ستارگان به دور آن میچرخند یا نه ؟ [ آیا ارزش نظری از آن فکر بطلمیوس است ] یا خیر ، ارزش نظری مال فکر " کپرنیک " است که زمین مرکز عالم نیست ، خورشید مرکز است آن هم نه مرکز عالم ، مرکز منظومه شمسی ما ؟ " ارزش عملی " معنایش این است که حالا کار نداریم کدامیک از اینها مطابق با حقیقت و واقعیت است ، در عمل کدامیک از اینها برای بشر مفیدتر است ؟ آیا آن عقیده برای بشر نافعتر و مفیدتر است یا این عقیده ، و یا از این جهت فرقی ندارند ؟ از آن جمله مثلا اعتقادات دینی است اولین اصل دینی وجود خداوند و یکتایی اوست این ، دو ارزش دارد ، یکی " ارزش نظری " یعنی اینکه واقعا و حقیقتا هم مطلب از همین قرار است ، یعنی دلیل ، برهان و استدلال هم همین مطلب را تأیید میکند و حقیقت همین است ، و دیگر " ارزش عملی " یعنی این عقیده چه آثاری در زندگی بشر میگذارد ؟ آیا چنین عقیده ای به سود بشر است یا خیر ؟