فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥
برای ما قرون وسطای آنها قرون جدید خودمان است یعنی این پنج شش قرن اخیر ، نه آن دوره ای که آنها قرون وسطی میگویند دوره قرون وسطای آنها دوره تمدن و فرهنگ ماست ، دوره افتخار ماست . از جمله مسائل که [ از ترس بازگشت خدا و مذهب ] از آن فرار میکنند مسئله خود است که چون وقت گذشته است در چند کلمه خلاصه و مختصر میکنم این مسئله هم امروز روشن شده است آن بیانی که درباره " خود " عرض کردیم ، در قرآن است ، کلام یکی از علمای اسلامی نیست که بگوییم شاید امروز از دیگران یاد گرفته است نه ، در قرآن است از هزار و چهارصد سال پیش امروز تازه به این مسئله پی برده اند اگر بنا بشود بگوییم کسی از کسی گرفته ، باید بگوییم اینها از قرآن گرفته اند ، قرآن هزار و چهارصد سال پیش که نمیتواند از اینها گرفته باشد آن مسئله این است که انسان خود را گم میکند ، خود را فراموش میکند و غیر خود را خود میپندارد ، و اخلاق ، بازگشت انسان به باز یافتن خود اصیل و خود واقعی خودش است . راجع به اینکه خود واقعی انسان چیست قبلا مقداری عرض کردم .
سخن " سارتر " درباره " خود واقعی "
بعضی ادعا کرده اند که خود واقعی انسان ، خود نداشتن و آزادی است انسان در این جهان آزاد است بلکه عین آزادی است نه انسان یک موجود آزاد است بلکه موجودی است که عین آزادی است و عجیب این است که به جای اینکه از حریت و آزادی انسان نردبانی بسازند برای اینکه خدایی در عالم هست ( اگر فقط طبیعت و ماده بود آزادی برای انسان معنی