فلسفه اخلاق - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١١
خودش را مجازات میکند چه شیرین و عالی فرمود علی علیه السلام . یک کسی
آمد خدمتش گفت : استغفر الله ربی و اتوب الیه خیال کرد " توبه "
یعنی کلمه استغفار را بر زبان آوردن علی ( ع ) به او توپید ، فرمود :
« ثکلتک امک » برو گمشو ، مادرت به عزایت بنشیند ، برو بمیر « ا تدری
ما الاستغفار ؟ ان الاستغفار درجة العلیین » [١] اصلا میفهمی استغفار یعنی
چه ؟ بعد حضرت استغفار را تشریح میکند : پشیمانی کامل از گذشته تیره و
سیاه ، تصمیم قوی بر برنگشتن به گناهان سابق ، اداء حقوق الهی که فوت
شده است ، اداء حقوق الناس که فوت شده است بعد دو جمله میگوید که
درست معنای انقلاب و شورش علیه خود و مجازات کردن خود را دارد میگوید
: دیگر اینکه این گوشتهای مبارکی ! که در این بدنت روییده از گناه ،
باید اینها را ذوب کنی این گوشتها که از حرام روییده است ، این گوشتها
که در مجالس لهو ولعب روییده است ، این گوشتها که توأم با هرزگی
روییده است ، باید همه اینها را بروی آب کنی ، از نو گوشت جدید بروید
دیگر اینکه باید به این بدنت سختی طاعت را بچشانی همچنانکه لذت معصیت
را چشانده ای این میشود " توبه " و تائبهای دنیا این جور بوده اند ، و
همیشه بوده اند این جور افراد .
مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی از بزرگان اهل معرفت زمان ما که
پنجاه و دو سال پیش از دنیا رفته است و قبر او در قم است و من هر وقت
به قم مشرف میشوم آرزو دارم قبر این مرد بزرگ را زیارت کنم ، در یکی
از نوشته هاشان درباره استاد بزرگوارشان مرحوم آخوند ملاحسینقلی
[١] نهج البلاغه فیض ، حکمت ٤٠٩ ، ص . ١٢٨٥